امیرعلی و ایلیاامیرعلی و ایلیا، تا این لحظه: 14 سال و 5 روز سن داره

امیرعلی و ایلیا ( دوقلوهای شیطون بلا)

92/2/6

عزیزای دلم خیلی دوووووووووستون دارم ماشاالله روز به روز شیرینتر میشید , آدم میخواد بخوووووووووووووورتتون مامانیای عشقولی من 31 رفتیم واکسن 6 ماهگتینو با چند روز تاخیر واستون زدیم ( انقدر زنه بد اخلاقو عجول بود که آدم حالش بد میشد ) از اونجا رفتیم خونه مامان عطی که اگه تب کردید و بی تاب بودبد تنها نباشم ولی مااشاالله اصلا اذیت نکردید و خداروشکر اذیت هم نشدید , شبش دایی یزدانتون اومد اونجا و حاجی مامانم هم اومد پایین واسه شام و فرداش من رفتم واستون لباس خونگی خریدم و آخر شب برگشتیم خونه . خداروشکر اینم گذشت دو روزه روزی 10 دقیقه میذارمتون روروئک  خیلی دوست دارید اولش بلد نبودبد اما کم کم راه افتادید و کلی ذوق&nbs...
9 ارديبهشت 1392

28 فروردین 1392 ( یه عالمه خبر و عکس بعد از یه مدت تاخیر )

  سلااااااااااااااااااااااااااااام ... 6اهگیتون مبارک عشقای من ( پریروز بود ) وای که چه قدر دلم میخواست بیام و آپ کنم اما نمیتونستم .... قول مییدم دیگه تکرار نشه تو این مدت خیلی کارای جدید یاد گرفتید عزیزای دلم و خیلی اتفاقا افتاده که براتون میگم : اول اینکه سال نو شد و کلی یر یال تحویل با وجود شما خوش گذشت ( این اولین عید نوروز زندگیتون بود انشاالله 100 تای دیگشم میبینید ) ما قرار بود بریم نمک آبرود اما نشد که نشد روز 7 فروردین بابایی واستون گوسفند کشت و تو خونمون مهمونی دادیم و خانواده باباجون و من همگی دور هم جمع شدیم و گوشت قربونی رو به جای اینکه پخش کنیم چلو گوشت درست کردیم و خوردیم  ( با 1 تیر دو نش...
8 ارديبهشت 1392

پایان سال 91

عزیزای  دلم امسال هم تموم شد عجب سالی بوووووووود !!! از اولش تا ماه 7 برام پر استرس ترین روزهای زندگیم بود خیلی اتفاق تو این یک سال افتاد و بهترینش به دنیا اومدن شما بود انشاالله سال بعد خوب شروع میشه و تا آخرش همه اتفاقا خوب و شیریته ( آمین ) ... دوستای خوب نی نی وبلاگی سال نوتون مبارک ... دوستون داریم ... ...
8 ارديبهشت 1392

29 فروردین 1392

سلاام سلاااااااام ١٠٠ تا سلاااااااااام : ایلیا جان : امروز شما کار جدید یاد گرفتی , لپاتو باد میکنی و میگی بوووووووو پووووووو  تف پاچی میکنی اساسی میدونی کار جدید یاد گرفتی به من نگاه میکنی میخندیو کمرتو پرت میکنی بالا خیلی خوش اخلاقو آرومی مامانی دوست دارم سرما خوردگیتم خوب شده شکر خدا . الانم رو پای باباجونی که بخوابی   امیر علی جان : عاشق گاو موزیکالتی و کلی باهاش سرگرم میشی , سوپ و فرنیتو بهتر از داداشت میخوری و خنده هات دل آدمو آب میکنه خوش اخلاق من امروز تو حموم تو وان آبت کلی بازی کردی و پاهاتو میکوبیدی به آب تا شلپ کنه و میخندیدی کنجکاویت بیشتر شده و میخوای همه چیو بگیری دستت و ببینی چیه&nbs...
30 فروردين 1392

91/12/9 چند تا کار جدید

پسرای عزیزم اخه چرا شما انقدر ماهید ؟ کی گفته انقدر شیرین کاری کنید آخه ؟ فکر قلب مامان بابا رو نمیکنیییییییییید فدای صورت خوشگلتون بشم  دیشب بالاخره مبلارو آوردن , دایی یزدانتون قرار بود بره خونه آقاجون اینا که چون اونا اینجا بودن تا موقع آوردن مبلا ما تنها نباشیم منم بهشون زنگ زدم بیان خونه ما تا دور هم باشیم , حاجی ماما هم اومد و کلی از دست شما دوتا خندیدیم .... واستون فیلم گرفتم که بزرگ شدید ببینید ,. امیر علی جان : پسر خوبم خیلی بهتری خداروشکر , فقط همون شب تا 10 شب بیقراری کردی , ولی هر وقت میخوام جاتو عوض کنم کلی دلم ریش میشه ماشاالله خودت خیلی صبوری و انگار...
24 اسفند 1391